محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

145

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

مطالبى آمده كه با اين مدعا همخوانى ندارد « 1 » . همچنين نشانه‌هايى به دست آمده كه از حيث تاريخى وجود اين ابزار شكنجه را در زمان فرعون موسى ثابت مىكند و در مورد معبد « عمدا » نصّى وارد شده كه قدمت آن به سال چهارم فرمانروايى فرعون « مرنپتاح / 1224 - 1214 ق . م ) بر مىگردد ، يعنى همان فرعونى كه در ميان مردم به نام « فرعون الخروج » « 2 » نامبردار است و ما در پژوهش‌هاى خويش دربارهء فرعون موسى قائل به ترجيح همين نظر هستيم « 3 » . در هر صورت برخى مفسران عقيده دارند كه مردم براى دريافت جيرهء غذايى به نزد همين پادشاه مىرفتند كه خداوند به او فرمانروايى داده بود و ابراهيم نيز به همين قصد همراه ديگران به نزدش رفت و ديد كه چون مردم به نزدش مىآيند او از آنان مىپرسد : « خداى شما كيست ؟ » و آنان مىگفتند : « خداى ما تويى » ، تا اينكه نوبت به ابراهيم رسيد و به او گفت : « خداى تو كيست ؟ » ، ابراهيم در پاسخ گفت : « همو كه زنده مىگرداند و مىميراند « 4 » . يا اينكه از او دربارهء آن خدايش پرسيد كه مردم را به پرستش او فرا مىخواند ، در حالى كه بت‌هايى را كه جز خدا پرستيده مىشد درهم شكسته و عبادت كنندگان آنها را بىخرد خوانده بود ، در نتيجه ابراهيم آن پاسخ را به او داد . امّا آن پادشاه سركش كه خود ادعاى خدايى داشت ، اين سخن را نپسنديد و گفت : « من نيز زنده مىگردانم و مىميرانم » ، چنان كه محكومان به اعدام را با بخشودن آنان زنده مىگردانم و هر كس را بخواهم بميرانم ، فرمان مىدهم كه او را بكشند . و از پاسخ او چنين بر مىآيد كه وى هرگز پيام سخن ابراهيم ( ع ) را در نيافت « 5 » . چرا كه آن حضرت به عنوان رسولى كه رسالت خود را به عنوان يك موهبت ربانى دريافت داشته بود ، مقصودش از زنده گرداندن و ميراندن ، ايجاد بود ، ايجاد اين دو حقيقت ( مرگ و زندگى ) به گونه‌اى كامل ، كه آن هم كار خداوند يگانه‌اى است كه هيچ يك از آفريدگانش در اين كار انباز او نيستند ، امّا آن كه با ابراهيم در مورد پروردگارش محاجّه كرد ، به حكومت خود در نگريست و ديد كه به موجب آن قدرت آن را دارد كه مردم را زنده بر جاى گذارد يا بميراند و آن را نمودى از مظاهر ربوبيت تلقى كرد و به ابراهيم گفت : من سرور اين مردم هستم و در زندگى و كاروبار آنان خود

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 2 / 70 . ( 2 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، مصر فى القرآن و السنة ، ص 110 ؛ نيز : A . Youssef , " Merenptah's Fourth year textat Amada " , ASAE , LVIII , p . 273 . F . ( 3 ) . محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 1 / 351 - 439 . ( 4 ) . تفسير طبرى ، 5 / 433 . ( 5 ) . تفسير المنار ، 11 / 39 .